تــنـهــا شـــادي زنــدگـي ام ايـــن اسـت كــه هيــچ كــس نـــميدانــد تــا چــه حـــد غــمـگـيـنـم
هر بار که تورا یاد میکنم پ.ن: سلام به همه ی دوستای بامرامم که خیلی خاطرشون عزیزه داداش گلم که خودت فهمیدی منظورم کیه بــــــــــــــله با خـــــــــودتم آقــــا داداشــــی متین جونمو ببوس و اینو یادت باشه که هاله مهربونیات رو فراموش نمیکنه خودت که وضعیتمو میدونی کم میام نت وقتی هم که میام نمیدونم کجا گیرت بیارم يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ... گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........ تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندي پ.ن ۱:من به معنی واقعی این جمله رسیدم که پ.ن ۲:من به هيچ دردي نمي خورم اين درد است كه چپ و راست .... به من مي خورد در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم..... در پس غمی که تو بر دلم نشاندی و به عشقت با آن ساختم..... در پس نامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم... ** من مردتر بودم.....** پ.ن ۱: بلند بلند داد زدی ک قضاوتم را به فرداها بسپارم و امروز چه ساده از کنارم گذشتی و لبخند زدی! هه قضاوتت را سپاس پ.ن ۲: دوباره سیب بچین حوا من خسته ام! بگذاراز اینجا هم بیرونمان کنند.... پ.ن۳یادتون نره که توی این شبا منو دعا کنیداااااااااااااا نامردین اگه فراموشم کنید داشتن ات حقیقتاً رؤیای قشنگی بود. اما واقعیتش نه ثانیه ای خوشی داشت نه خاطره ای مرور کردنی، و نه هیچ چیز دیگر ! فقط درد داشت . . . پ. ن : آرزوی خیلی ها بوده ام؛ از آن دست نیافتنی هایشان! تو مبرّایی ؛ ساده اسیرت شدم که قدر نمی شناسی ! در آغوشم بگیر امشب ، ببین از ترس می لرزم مدارا کن کمی با من ، به همدردی که می ارزم هنوزم خواب می بینم ، که میگیرن تورو از من که می دزدن من و از تو ، که می گن قلبشو بشکن چه معصومانه می خندی ، به کابوسای هر روزم ببین اشکامو باور کن ، تو آتیشم که می سوزم کسی جز عشق با من نیست ، همین جا آخر دنیاست همین جا عاشقم میشی ، چقدر تقدیر من زیباست تو داری سخت می گیری ، خیالی نیست با من باش یه کاری کن نگم ای وای ، یه کاری کن نگی ای کاش چقدر حال خوشی دارم ، تنم عطر تورو میده تو خوشحالی که من خوبم ، از این بهتر کسی دیده از اینجا تا تو راهی نیست ، اگر چه سخته می تونم مسیر زندگیمونو ، به سمت ما بچر خونم پ.ن ۱: دوست واقعی اونیه که وقتی مياد که تموم دنيا از پيشت رفتن نه درست همون موقع اونم تنهات بذاره (قابل توجه یکی از عزیزتریناش) پ.ن ۲: البته مهم نیست منم به خوشیه تو خوشم میدانم وقتی نباشم هیچکس تکرار من نخواهد بود نه در قلب تو نه در زمین اما همیشه روح عاشق من در نبض شعرهایم موج خواهد زد و خاطرات بودن با من برقی خواهد شد در چشمان تو ... پ.ن:چی بنویسم؟ می گویند بنویس اما چه باید نوشت؟ نوشتنی ها کم نیستند و نانوشتنی ها بی شمار . بنویسم ابروها به هم گره می خورد و ننویسم خودم دست کمی از گره خوردن ندارم دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران میخوانند و عده ای می گویند، آه چه زیبا ، و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هایی که از راست بودن قشنگترند، به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را پ.ن: خدا همین جاست ................ او را نمی بینم اما حسش می کنم.............. شاید....... روزی ببینمش......... شاید.............. آن روز گلایه ها دارم............ خسته از نا مهربوني بعضي ادما،دارم مي نويسم. مي نويسم...شايد نوشتن کمکي باشه براي رهايي از فکر هاي مردم آزار! شايد بازي با کلمات جمله ها و خط هاي کاغذ باعث بشه توي کوچه پس کوچه هاي لغات گم بشم و راه برگشت به کلبه غصه را پيدا نکنم. گاهي گم شدن خوبه!گم بشم که فراموش بشم،گم بشم که فراموش بکنم. گاهي فراموشي خوبه!تا فراموش بکنم فراموش کردني ها رو! گاهي سکوت خوبه!تا ساکت باشم تا ببينم! گاهي بي خبري خوبه!تا بي خبر باشم از راه هاي فريب ديگران! گاهي دور شدن خوبه!تا دور بشم از بدي بدها! اما اين گاهي ها فقط گاهي خوبه... گاهي به ياد اوردن خوبه...تا به ياد بيارم خوبي خوب ها رو! گاهي پيدا کردن خوبه...تا پيدا کنم عشق را در لحظه لحظه هاي زندگيم! گاهي حرف زدن خوبه...تا آروم کنم دلي رو که تنهايي آزارش مي ده! گاهي فهميدن خوبه...تا بفهمم تمام خوبي هاي پنهان مانده رو! هنوزم گم شدم تا غصه پيدام نکنه!دوباره پيدا شدم تا شادي منو ببينه. ساکت شدم تا درد دل هاي دلم را بشنوم،دوباره حرف زدم تا دلداري اش بدهم. فراموش کردم بدي ها،نامهربوني ها رو،به ياد آوردم خوبي ها رو ،زيبايي ها رو ،عشق رو. ولي چيزي براي هميشه فراموش کردن ،نديدن و گم کردن نيست. چيزي براي هميشه به ياد آوردن،ديدن و پيدا کردن نيست. از ازل تا به ابد عشق خواستني است پ.ن:سلام به همه دوستای با معرفت خودم خوبین؟ رووووووم سیااااااه دیر شد میدونم الانم مثل همیشه نمیتونم تند تند سر بزنم وضعیتم خرابه واسم دعا کنید دعای راستکی و از ته دل از همتون ممنونم تنهام نذاشتین ایشالله جبران میکنم بهتون سر میزنم دوستون دارم بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: مرگ پ.ن: سلام به دوست جونای مهربونم روم نمیشه بگم که میخوام یه مدت نباشم اما خو چی کار کنم مجبوووووورم آخه اثاث کشی داریم اینترنتم راه بیوفته قول میدم تا نرفتم تند تند سر بزنم تازه این وسطاااااااا هر وقت موقعیتی گیرم بیااااد سعی میکنم پیشتون بیام تنهام نذاریناااااااااا دوستون دارم دوست جون جونیای خودم قربون همگیتون یا علی فعلا کاش می دانستی پ.ن:تو برو پیچک من فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن روی پیشانی من چیزی نیست غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی
گم می شود تکه ای از من ، در من !
همین روزهاست که تمام شوم .
اين روزها
دلتنگم
باور کن اين يکی ديگر شعر نيست
گـاهــــی لـال مـــی شود آدم
حـرف دارد!!
ولــ ـــ ـ ـ ـ ـی
کلمه نـدارد ...
نه اسمش عشق است...
نه علاقه...
نه عادت...!
حماقت محض است...
دلتنگ کسی باشی...
که دلش با تو نیست...!!!

خلایق هرچه لایق ![]()

![]()
![]()
در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم.....

![]()
![]()
![]()
![]()




خیلی شرمنده ام
الکی نگید باشه هااااا![]()
![]()
![]()

![]()
بعدشم که یه ۱۵روزی طول میکشه تا دوباره
اما به خدا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من سکوتم حرف است
حرف هایم حرف است
خنده هایم .... خنده هایم حرف است
کاش می دانستی
می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم
کاش می دانستی
کاش می فهمیدی
کاش و صد کاش نمی ترسیدی
که مبادا دل من پیش دلت گیر کند
یا نگاهم پلی از عشق به دستان تو زنجیر کند
من کمی زودتر از خیلی دیر
مثل نور ، از شب چشم تو سفر خواهم کرد
تو نترس
سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد
کاش می دانستی
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست
تازه خواهی فهمید
مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست



